|
با تو من تمام دنیام |
_ _ _ _ _

حال من این روزها
........................................................................................................................................................................................
.....................
...........................................
............................................................
_ _ _ _ _
وقتي عاشق ميشويم ،تقريبا ديگر زندگي نمي کنيم.زل مي زنيم به تلويزيون اما چيزي نمي بينيم.به آدمها گوش مي دهيم اما اغلب چيزي نمي شنويم.کتابي را ورق مي زنيم اما تنها چيزي که به آن فکر نمي کنيم کلمات کتاب است.وقتس عاشق هستيم گويي تنها با يک نفر، و بلکه در يک نفر زندگي مي کنيم. انگار از متن زندگي پرت شده ايم به حاشيه پرت و بي ربطي که خودمان هم دقيقا نمي دانيم کجاست....
در اين دنياي عوضي ، عشق احتمالا تنها چيزي است که روزانه در سرتا سر جهان،
*مصطفي مستور
برگرداگرد دلت اينجا خدا پر ميزند
چه باشي و چه نباشي
آرام باش کودک دلت را در دست بگير و به هر کجاي اين خانه که مي خواهي برو
هر کجاي اين وادي بالا و پايين آن بزرگي تنهايي فرياد مي زند
بيا که ساليان آرزو به سر رسيده تو در خانه هستي و خدايي که تو را مي خواند
و تو اينجا بخوان پروردگارت را
و سکوت کن که آهنگ خدا مي آيد...